جز شما با ما کسی احساس غمخواری نکرد

هیچ چشمی گریه آیینه را باور نکرد

خانه ها را سیل غارتگر ، شکست و آب برد

هیچ کس ویرانه ها را قصد معماری نکرد

دستها ، پرچم شد ،‌اما هیچ مردی برنخاست

عرصه خالی بود و شمشیری میانداری نکرد

باغ را آفت رسید و شاخه ها در هم شکست

ریشه ها خشکید و ابر بی حیا ، کاری نکرد

از ستم ، دل را جراحت بود ، اما ای دریغ

رخم را جز تیغ زهرآگین ، پرستاری نبود

دوستان عزیزم

به یمن شما دشتها ،‌سبزه پوش

به یمن شما ، نخلها ، ریشه دار

به روز گواه صف زخم و خون

شما سرفرازید و من شرمسار

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... زندگی ما ...

زندگي ما حكايت همان يخ فروشي است كه در گرماي تابستان يخ مي فروخت

چند ساعتي گذشت رهگذري ديد،يخهاي او تمام شده است

پرسيد:

خريدند،تمام شد؟

يخ فروش دردمندانه گفت:

نخريدندوتمام شد

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

اگر می خواهيد ...

اگر مي‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... قيمت ...

قیمت لحظه ها را نمی توان سنجید
در آن هنگام که دوستی شکل می گیرد.
آنگاه که جامی را قطره قطره پر می کنید ، دست آخر با قطره ای سرریز می شود ...
و به زنجیره مهربانی ها نیز ،
یکی هست که سرانجام دل آدمی را لبریز می کند.   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

بگو آفرين !!!

نقشه های خود را با مداد بنویس و بعد پاک کن را به دستان قادر خداوند

 بسپار وقتي ارتباط عاشقانه ات به انتها ميرسد ،

 فقط

 به سادگي بگو (( همه اش تقصير من بود ))

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شکست ...

هیچ کس برای شکست خوردن نقشه نمیکشد بلکه این نقشه است که اگر اشتباه کشیده شود به شکست میانجامد

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

وقتي قلبت کوه آتشفشان است، چگونه انتظار داري در دستهايت گل برويد؟   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق سازی است که نوای دوستی سر می دهد


" Love is friendship set to music "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

تا زمانی که دلشکسته نشوی عشق را نخواهی آموخت


" If you never get your heart broken , you'll never learn to love "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

به ندای قلبت گوش کن زیرا از حقیقت آگاه است


" Listen to your heart, for it knows the truth "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق هیچ محدودید و پشیمانی نمیشناسد


" Love has no limites and no regrets "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

هر کجا عشق هست زندگی هست


" Where there is love there is life "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق ترکیبی از یک روح در قالب دو تن است


" Love is composed of a single soul inhabiting tow bodies "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

علاج تمام کج روی ها ، نادانی ها و جنایت ها ... عشق است


" The cure for all blunders , the cure for blindnees , the cure for crime is ... Love "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

زیبایی را با چشمانی زیبا بین می توان دید


" Beauty is seen through the eyes of its beholder "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق طریق مخصوص به خود را دارد


" Love has it's ways "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 


عشق فرشته ایست در لباس هوس


" Love is an angel disguised as lust ... "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق ورزیدن ، خود درس زندگی است


" The giving of love is an education in itself "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

مرد با چشم هایش عاشق میشود و زن با گوش هایش


" A man falls in love through his eyes , a woman through her ears "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق عشق است از بین نمیرود


" Lov is love , not fade away ."

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عشق مانند ساعتی شنی است که با قلب لبریز میشود و با مغر تهی می شود


" Love is like an hourglass with the heart filling up as the brain empties "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

در تو خود را گم میکنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن ...


" Within you , I lose myself , without you , I find myself , searching to be lost again "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 


عشقی را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از این است که هرگز عشقی نداشته باشی


" This better to have loved and lost than to never have loved at all "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 


گاهی قلب چیزی را میبیند که چشم ها قادر به دیدن آن نیستند


" Sometimes the heart sees what the eyes can't ."

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 


کلید قلب ، زندگی و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را دربرگیرم


" My heart , my life , my soul ... she has the key to them all . She has but to turn the key and allow me to surround her ... with my warmth and love    

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 


عشق حقیقی مانند روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت می کنند ولی تعداد معدودی ان را دیده اند


                              True love is like ghosts , which everyone talks about but have seen 

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

نگذار ذهنت بر قلبت حکمرانی کند ...
                                                           " don't let your mind rule over your heart ... "

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... ...

حيران نشسته ماه به تنها نشستنم

 وين قطره قطره اشک به مزگان شکستنم

ديوانگي نباشد اگر شور عاشقيست

 شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم

 از اين دريچه راه به سوي تو مي برم

باشد اگر اميد از اين چاه رستنم

پيوسته ام به مهر تو اي گل که بنگري

پيوند خويش از همه عالم گسستنم

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

بيا

بيا ای دوست سکوت سرده ايام جدايی را ز هم بگسل و جاری کن صداي مهربانت را به


شهر آرزوهايم بيا با مرهم چشمت به زخم کهنه‌ي قلبم دوايی شو...

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

سکوت

گاهي وقتها چقدر ساده عروسک مي شويم نه لبخندمي زنيم نه شکايت مي کنيم فقط
احمقانه سکوت مي کنيم   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

ghalbam chizi penhani nadasht chehream hargez parishani nadasht gereye ke akharin taghdire eshgh bod harfaye yek roze barani nadasht kash mishod rahe sakhte eshgh ra ba bikhatari peymod va ghorbani nadasht Sarnevesht 3 dafe Be adam Doroogh mige. bare avval mogheyi ke bedonyaat miyaare. bare 2 mogheye ke asheghet mikone. bare sevomam zendegiro azet migire ta befahmi hamash khaab boode va bas

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

فاصله اذان و نماز

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.

زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

عاشق و معشوق

خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري ناراضي نيست

 و هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

جون داداش راست ميگی ...

عشق: سرطان دوست داشتن است.

 عشق: عقد دائمي ما با غربت است.


عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.

عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است.


عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

ع ش ق

عشق از ديدگاه معلمين


دبير زيست:عشق مرضی است که ميکروب آن از راه چشم وارد بدن ميشود.


دبير شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر دارد.


دبيردينی:عشق يک موهبت الهی است که خداوند برای بندگانش هديه کرده است.


دبير رياضی:نسبت عشق به بدن مثل نسبت خون است به بدن.


دبير فيزيک:جوان مانند آهنربايی است که هر عشقی را به طرف خود جذب ميکند.


دبير ادبيات:عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون پاک باشد.


دبير ورزش:عشق يک توپ فوتبال است که به دروازه ی هر قلبی اصابت ميکند!!!

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

سلام

سلام

دوباره برگشتم

تصمیمم این بود که بروم ولی دیدم که به شما و این وبلاگ عادت کردم و ...

خیلی دلتنگ شما شده بود از همه دوستای خوبی که برام پیام گذاشتند ممنونم

از صمیمیت شما ممنونم

از اینکه ناراحت من بودید ممنونم

از اینکه منتظر آپ های من هستید خوشحالم ...

به خاطر شما و دل خودم و ... می مونم

تا بدان جا که ... در توانم باشد 

منتظرم باشید 

** در ضمن **

امشب ساعت ۸:۳۰ من در چت روم   Asia Global Chat:187  هستم هر کی خواست چت کنیم بیاد اونجا

در ضمن اولین یادداشت رو شب می گذارم منتظر باشید

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

خداحافظ شاپرک و همه دوستان ...

سلام به همه بچه های اینترنتی و وبلاگی

نمی دونم از کجا شروع کنم ...

تصمیم گرفتم که ...

دیگه این وبلاگ رو آپ نکنم ...

دیروز در دادگاه دلم ، مغز من قاضی بود

متهم : قلبم بود

و جرم قلبم عــــاشــــــق شـــــدن

و رای دادگاه :

اعــــــــدام بود ... اعدام ... اعدام ...

****

شاپرک عزیزم دوستت دارم

دوستت دارم

چند ماه دیگه تولدته ( تولدت مبارک ) اگه نتونستم و یا مشکلی واسم پیش اومد که نتونستم تولدت رو تبریک بگم ... منو ببخش

دیگه دلم نمی خواد بگه به امید دیدار ... چون تو رو زجر میده

واسه همین میگم خداحافظ هستی من

واسه حرف آخر :

اگه تو اون دنیا جلوتو گرفتند و گفتند از یه نفر حلالیت نگرفتی ، بدون اون من هستم که به بهونه حلالیت می خواستم یه بار دیگه تو رو ببینم ...

راستی داشت یادم میرفت ...

کلیپ ها رو اگه خواستی تا آخر هفته بیا بگیر ...

ممکنه که کلیپ ها رو پاک کنم

البته اگه واست مهمه

   

  

نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شاپرک

گفتی : میرم از حالا تا همیشه          گفتم : نرو دلم رضا نمیشه

گفتی : دیگه دلم از تو جدا شد          گفتم : بگو پس دل ما چه ها شد

گفتی : که هر چی بود ، دیگه تمومه         گفتم : که روز مرگ آرزومه

گفتی که جاده های ما جدا شد          گفتم که راه من بگو کدومه

  

نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

عاشقان مستند و ما دیوانه ایم            عارفان شمعند و ما پروانه ایم

ما زعقل خویشتن بیگانه ایم               تا ابد ما مست آن پیمانه ایم

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

        قلبم افتاد و کاغذ ها هوا رفت                     نمی دانم محبت ها کجا رفت

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

 

سلام

این وبلاگ هر روز آپ میشه ...

دوستانی که می خواهند مطالب قبلی رو بخوانند به آرشیو مراجعه کنند

پشیمون نمیشید

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شاپرک جان ( با عرض شرمندگی ) حالا نری قهر کنی !!!


آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که

شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی

گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا

را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای

خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

اگر عاشقم بودی چرا ...

زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟

 مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر

است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو .

 مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت :

چرا دروغ گفتي ؟

زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟

مرد شرمنده شد و رفت

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

.......... زنـــــــــــدگــــــــــــی ..........

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

زندگی رودی است ، جاری ، هر که آمد

کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت

قاصدک ، این کولی خانه به دوش

روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شاپرک

فرياد را برايت هديه مي آورم سكوتت را به من ببخش.

هزاران شادي برايت خواهم آورد غم هايت را به دستانم بسپار.

شعله هاي سوزان عشق را از من بگير و تمام سردي درونت را نــثـــار من كن.
  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

آره بهتره که ...

بهتره دیگران از ما به خاطر اونچه که هستیم متنفر باشند تا اینکه مارو به خاطر اونچه که نیستیم دوست داشته باشن   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

درد من و تو

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...

 غـــــريبه !

اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... ...

تنها کسي که در زندگي مرا شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد
مي کني
  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... کویر سینه ...

توي آسمون دنيا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایيی نداره

 واسه من تنهايی درده درده هيچ کس را ندشتم هر گل پژمرده‌اي را تو کوير سينه کاشتم

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

رقص مرگ

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل پرپر که نشستم سر راهت تو


ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سیاهم


اگه


عاشقی یه درد، چه كسي آن درد رو نديده تو بگو كدوم عاشق، رنج دوري نكشيده اگه


عاشقي گناه، ما همه غرق گناهيم ميونه اين همه آدم، يه غريب و بي پناهيم تو


ببين به جرم عشقت‌، پرپروازم بستند تو نديدي من مغرور، چه بي صدا شكستم

چه بگم وقتي


كه عاشق، زخمي تيغ هلاكه همه بال و پر زد‌نش، رقص مرگي روي خاك

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شاپرکم ...

عزيزه دلم هرگز کسي را نااميد نکن ، شايد اميد او همه ي دارايي اش باشه   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

سکوت ...

سکوتم از رضایت نیست


دلم اهل شکایت نیست


اما بدون...



گاهی سکوت واژه ی گویا ییست.

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

حق من ...

چرا از من گذشتي خيلي ساده


تو که دونستي مرد پياده


جونشو پي عشق تو داده


شنيدم گفتي از عاشقي سيرم


نگفتي با خودت من يه وقت ميميرم


حال حق دل رو از کي بگيرم


  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند

کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند


تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم


آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود


ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد


عشق را آلوده کرد !!!

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

داستان غم انگیز زندگی ...

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند

اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

........

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به

بهشت بازگرداند

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... سهراب ...

اگريادم كنى يانه،من ازيادت نمىكاهم،تورامن چشم درراهم،تورامن چشم درراهم   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

... عشق ...

عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟


دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم((تو با نگاه))


من آدما رو با دروغ جدا ميكنم((تو با مررررررررررررررررررگ))

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

.......

كاش در دهكده عشق فراواني بود


توي بازار صداقت كمي ارزاني بود


كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم


مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

شاپرک

شاپرک عزیزم :

چوب و سنگ استخوانهاي ما را ميشكنند اما كلمات قلب ما را

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

عاشقی ...

عاشقي يه چشم مي خواد براي خوندن خط به خط كتاب دل معشوق. عاشقي پايي مي خواد


براي دويدن به هر كجايي كه معشوق هست .

عاشقي صدايي مي خواد براي خوندن از عشق ، هر چقدر كه بد باشه

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

زندگی کوتاه تر از این حرف هاست ...

زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه


بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم!

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

زمان ...

زمان!

 به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست....

بوسيدن قول ماندن نيست.....

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....

هيچ وقت دل به کسي نبند


چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ...

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا

 اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني


 هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن....

 بهتره اهالي رويامونو بدون توقعي ، جواب كنيم

 نبايد حتي رو بهترين كسا توي بدترين جاها حساب كني...

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

براش بنويس ...

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد


مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ


از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس ... شاید ...

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

زخم کهنه ی قلبم ...

بيا ای دوست سکوت سرده ايام جدايی را ز هم بگسل و جاری کن صداي مهربانت را به


شهر آرزوهايم بيا با مرهم چشمت به زخم کهنه‌ي قلبم دوايی شو...

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

به رسم و آئین دنیا ...

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد.

 کسي که تورا دوست دارد تو دوستش نمي داري

 اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است

زندگي يعني اين....    (دکتر شريعتي)

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

خرابه ی دل ...

بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم


بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي

نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي

اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني

 صدام كن 

 بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم ولی میتونم منم پا به پات گريه كنم

اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني

صدام كن قول ميدم ساكت بمونم


، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالي كني ، صدام كن ، قلبم تنها


خرابه ي وجود توست

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

بغض ...

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ...

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي 

و  اون بگه : نمي خوامت


حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :

Romantic Quites

 با عشق زندگی کنید چرا که از دست دادن عشق از دست دادن زندگی است

" . Live to love becuse if you miss love you miss life"

 عشق دو روح است با یک فکر ُ دو قلب است با یک ضربان

" Love Two souls with the same thinking , two hearts with the same beating "

  

نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :