دلم شکسته

واژهایم را آب برده ، قلمم شکسته ، دلم می گرید

خاطراتم روی موج های دیروز در گذرند .

خاکستر مانده نگاهت ، طنین صدایت  آهنگی عمگین مرا به خویش می خواند .

مرداب آرزوهایم را به دریا می سپارم .

به جنگل سوخته خاطراتم سوگند ، درخت یادت را باغبان خواهم بود .

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :