آخرين شيون

تا زنده هستم دوستت دارم R

وقت جان کندن من بود ، نمی دانستم

تیغ بر گردن من بود ، نمی دانستم

آنچه در حجم پر از درد گلویم پژمرد

آخرین شیون من بود ، نمی دانستم

تا نمردم بگذارید که فریاد کنم

دوست هم دشمن من بود ، نمی دانستم

از همان خنده که معنای عطوفت می داد

نیّتش کشتن من بود ، نمی دانستم

آنچه من بارقه عاطفه پنداشتمش

آتش خرمن من بود ، نمی دانستم

لحظه وصل من و دوست ، خدا می داند

وقت جان کندن من بود نمی دانستم

نظر یادتون نره !!!!

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :