شاپرک عزيز من

 نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام
غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی
.... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که
بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر
عشقی که بر قلبم حک کردی

چند وقتی میشه که دیگه هیچ خبری از شاپرک ندارم .

بی معرفت یه زنگ هم نمیزنه

راستش رو بخواهید بهش قول داده بودم که دیگه حرفی از دوست داشتن و ازدواج نزنم

و یه رابطه معمولی داشته باشیم .

من هم چون عاشق و مجنون اون بودم و نمی تونستم ببینم که داره از پیشم میره این شرط رو قبول کردم به این امید که نظرش نسبت به من فرق کنه ولی مثل اینکه ....

باور کنید صداش واسه من یه مرهم هستش

وقتی صحبت می کنه تمومه خستگیام رو از یاد میبرم و شاداب میشم ولی وقتی که تلفن قطع میشه وای ...... نمی دونید چه عذابی میکشم ...

به خدا من راضی هستم از این زندگی

خدا اون روز رو نیاره که جواب سلامه منو نده

تو رو خدا اگه داری این مطالب رو میخونی که میدونم می خونی یه زنگ بزن و منو از دلتنگی در بیار .. به خدا خیلی سخته بدون تو زندگی کردن خیلی خیلی سخته ...

من جز خوشبختی تو هیچ آرزویی ندارم . اگه که با رفتن من میتونی راحت زنگدی کنی و خوشبخت بشی من حاظرم پام رو بذارم رو دلم و تو تنهایی و غربت بمیرم

حامد اگه قولی بده همیشه سر قولش هست من هنوزم قول هایی که داده بودم رو فراموش نکرده ام .

واسه حرف آخر :

اگه بدی در حق شما کردم که مطمئناً کردم منو ببخش و اگه خوبی در حق شما کرده ام که نکرده ام بازم منو ببخش ...

ازم دلگیر نباش که چرا این حرف ها رو نوشتم ، وقتی که نمیشه تو رو پیدا کرد ، تنها راه برای زدن حرف های نگفته همین وبلاگه .

(( به تو نیاز دارم چون دوستت دارم ))

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :