هنوز منتظرم

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی
برای ما خسته ایم و دل شکسته ایم ، نه
برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره ، صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نیامدی


تا کی منتظرت بمونم بابا آخه یه نظر هم بدید
  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳۸٥
تگ ها :