... زندگی ما ...

زندگي ما حكايت همان يخ فروشي است كه در گرماي تابستان يخ مي فروخت

چند ساعتي گذشت رهگذري ديد،يخهاي او تمام شده است

پرسيد:

خريدند،تمام شد؟

يخ فروش دردمندانه گفت:

نخريدندوتمام شد

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :