آبی چشمان

يك شب از آبي چشمان تو باران باريد آسمان دل من اشك فراوان باريد نظم باران نگاه تو پس از يك رويا رفت و آشفته ترين برف زمستان باريد من نشستم كه تو در خاطره ام بنشيني و نشستي تو و يك ابر گلستان باريد آسمان دل من صاف تر از آينه است با نگاه تو هم از آينه باران باريد يك شب از دفتر چشمان تو خواهم پرسيد.   
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦
تگ ها :