غلام علی شکوهی

بنویش بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سیم سفره مان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انر و سیب و نان را می نویسد

حتی برای خواندنش دندان ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست

هی مینویسد این ندارد ،  آن ندارد

بنویس : کی آن مرد در باران می آید

این انتظار خیسمان پایان ندارد ؟

ایمان ! برادر گوش کن ، نقطه سرخط

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :