فرقی ندارد

آری دگر فرقی ندارد ماه با خورشید

وقتی کسی حرف زلیخا را نمی فهمید

خون می چکید از گوشه ی چشمان محزونش

وقتی ترنج شرم را با عشق می برید

ای وای ، از روزی که یوسف گشت زندانی

دیگر زلیخا لحظه ای حتی نمی خندید

وقتی زلیخا چشم ها را روی دنیا بست

دیگر ندارد هیچ فرقی ماه با خورشید

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :