حکایت ماه و پلنگ عشق

عشق ، پلنگی ست که در رگهایم می دود. پلنگی که می خواهد تا خدا خیز بردارد.
من این پلنگ را قلاده نمی بندم و رامش نمی کنم، حتی اگر قفس تنم را بشکند. خدا ماه است و این پلنگ می خواهد تا ماه بپرد. حکایت پلنگ و ماه عجب ناممکن است. اما هر چه ناممکن تر است، زیباتر است.
پلنگ عشق به هوای گرفتن ماه است که به آسمان جست می زند؛ اما هزار هزار فرسنگ مانده به ماه می افتد. دره های جهان پر از پلنگان مرده است که هرگز پنجه شان به آسمان نرسیده است.
خدا اما پرش پلنگ عشق را اندازه می گیرد، نه رسیدنش را.
و پلنگان میدانند که خدا پلنگی را دوست تر دارد، که دورتر می پرد!

منبع :

دانشسرا

/ 2 نظر / 10 بازدید
فائزه

غمگین بودن بهانه می خواهد اما برای شاد بودن هرگز نباید دنبال دلیل و بهانه بود. شادی و نشاط حالت طبیعی جسم و روح و ذهن ماست. در حقیقت تنها زمانی که شاد و خوشحال و آرام هستیم بدن ما در وضعیت کارکردی صحیح قرار دارد و روح و ذهن آرام است که می تواند بیماری ها را علاج دهد و سلامتی را در تمام وجود انسان بگستراند. هرگز برای شادبودن منتظر بهانه و یا اتفاق خاصی نباشید. همین الان شاد باشید. آپم...!

مهر

سلام من آپم با ((با هم...)) منتظر حضور سبزت هستم....[گل]