اشک من بدرقه ی راهت باد

رفتنت را دیدم تو به من خندیدی

آتش برق نگاهت دل من آتش زد

و مرا در پس یک بغض غریب

در میان برهوتی تاریک

پشت یک خاطره سرد و تهی

با دلی سنگ رهایم کردی

و تو بی آنکه نگاهی بکنی

به دل خسته و آزرده ی من

رفتنت را دیدم

تا به آنجا که نگاهم سو داشت

و تو در آخر این قصه ی تلخ محو شدی

باورم نیست که دیگر رفتی

اشک من بدرقه ی راهت باد 17.gif 

/ 3 نظر / 4 بازدید
مهدی

سلام.خوبی؟دفتر عشق آپديت شد.منتظر حضور گرمتون هستم.شاد باشيد.يا حق درضمن نوشته ووبلاگ زيبای داری اين دفعه هم مثل هميشه قشنگ نوشتی

neda

سلام وبلاگ قشنگی داريد با تبادل لينک موافقيد؟ سر بزنيد بای

زینب

سلام دوست عزیز ممنون که امدی خیلی قشنگ بود اشکم و در اوردی چون حرف دل من بود